تبليغاتX
سرزمین اهورایی

سرزمین اهورایی

قصه من و تو

نه با اندوه باید ماند

نه غم را باید از خود راند

بیا تا ما شریک شادی و اندوه هم باشیم...

چقدر این زندگی زیباست

که من بعد از چه طولانی زمانی

یافتم عشق و تو را با هم

تو را من دوست می دارم

اگر چه خوب می دانی

و با تو زندگی زیباست

و بی تو زندگانی... 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:0  توسط طیب آتشبر  | 

 

تو مرا مي فهمي

من تو را مي خواهم

و همين ساده ترين قصه يك انسان است

تو مرا مي خواني

من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم

و تو هم مي داني

تا ابد در دل من مي ماني

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:23  توسط طیب آتشبر  | 

تا حالا احساس تنهایی کردی........

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:12  توسط طیب آتشبر  | 

در وصف دوست...

ازنو شکفت نرگس چشم انتظاری ام                  گل کرد خار خارشب بی قراری ام

تاشد هزارپاره دل از یک نگاه تو                         دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام

گر من به شوق دیدنت ازخویش می روم            از خویش میروم که توباخودبیاری ام  بود و نبود من همه از دست رفته است              باری اگر تو دست برآری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت                       مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار                    بارود رو به سوی تودارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم:بیا بیا                      زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام

                               این انتظار کی به پایان خواهد رسید

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 19:29  توسط طیب آتشبر  | 

تقدیم به بهترین ها...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:49  توسط طیب آتشبر  | 

ثانیه ها را نشمار...

واسه کسی که رفته

خوب میدونم عزیزم دوریش واست چه سخته

اما کسی که رفته برگشتنش تو خوابه

باید که باورت شه ارزوهات سرابه

کجا می خوای بری و دنبال اون بگردی

چرا تو رو نخواستش تو که بدی نکردی

ارزش گریه هات رو با گریه پایین نیار

حروم نکن روزاتو با حسرت و انتظار

خودش که نیست خیالش چرا زنده باشه

اون که پی یک بهونست بهتره که جدا شه

رفت و تو رو تنها گذاشت نخواست غمت رو ببینه

تو هم دعا کن براش به روز تو بشینه

سهم تو این نبود به پای اون بسوزی

امید نداشته باشی که برگرده یه روزی

نفرین نکن بدون که خدا هواتو داره

بدون یه روز تو سرنوشتش درد تو رو میزاره

ثانیه هارو نشمار واسه کسی که رفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:46  توسط طیب آتشبر  | 

بگذار بمیرم که دگر همسفری نیست

در سینه من فرصت عشق دگری نیست

بعد از تو دلم عرصه تکرار بلا بود

آری دگر از عشق در اینجا خبری نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:34  توسط طیب آتشبر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:21  توسط طیب آتشبر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:19  توسط طیب آتشبر  | 

خیلی وقته که به اخر خط رسیدم شاید اگه دیگه نباشم کسی پیدا شه و یادم کنه؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:18  توسط طیب آتشبر  |